X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

سایه سار مهربانی
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
.
از خرداد تقریبا میتونم بگم پیشرفت های کلامی دختری عالی بوده. در طول تیر ماه بدون اغراق تقریبا هر روز چند کلمه جدید رو به زبون آورده و البته میدونم که بیشتر کلمات رو میدونه و به وقت خودش که هر وقت صلاح بدونه به زبون میاره. زبونش هم به غایت شیرینه. من اگه از جایگاه مادری هم بهش نگاه نمیکردم همین رو میگفتم. یه صدای آهنگین خوشگلی داره. اصلا چرا راه دور برم صداش کپی بچگیهای خودمه(رهای خودشیفته خود خفن پندار) 
شعر هم بلده. البته باید بگم که بیشتر همنوایی میکنه با کلمات . انتهای مصرع ها رو میخونه و البته برخی کلمات میون مصرع رو هم میگه و اینقدر من این کارش رو دوست دارم که هیچوقت برام تکراری نمیشه و همیشه برام تازه تازه است. عاشق مجموعه کارتون های خاله ستاره است و تقریبا همه اونها رو داره و ما هر روز یه سری به خاله ستاره میزنیم و اترانه هاش رو از بر میخونیم براش و یا در ذهنمون مدام دارند تکرار و تکرار میشن. کلمه "حسنی" رو هم اینقدر خوشگل ادا میکنه که دلت میخواد بجای اینکه پاشی براش سی دی حسنی رو داخل دی وی دی پلیر قرار بدی درسته قورتش بدی. یه جور بامزه ای انگاری که داره ادا و شکلک در میاره 
توی مهد هم خوب بهش خوش میگذره انگاری. به ما چه اصلا که چه دنیایی داره در کنار مربی ها و دوستانش . گاهی میرم دنبالش میبینم نشسته کنار مدیرشون که یک خانم جاافتاده هستند و داره یا بازی میکنه با یه وسیله بازی یا یه پازلی چیزی درست میکنه یا چوب بلز دستشه و داره میکوبونه روی اون و گاهی هم توی یک ورق کاغذ داره خطهای به نظر ما نامفهوم اما در واقع پرمعنایی رو رسم میکنه. هفته ای یک روز عمو موسیقی میاد و براشون میزنه و میخونه و میرقصند و میخونند و ... ، . اگه کسی تولد بگیره و عمو موسیقی رو دعوت کنه باز هم همون ... . 
ما همیشه جنبه مثبت یک مسئله رو بایستی سعی کنیم که ببینیم نه اینکه مدام گله و شکایت از مربی و مدیر و بیماری و زمین و زمان و ... که در نهایت یه اعصاب خرد میمونه برای ما و یه استرس پنهان تو وجود دختری. وقتی که صبح با ذوق از در مهد میدوه توی حیاط و وقتی مدام به من یا باباش میگه "بیــــــــــــــم گاله، بددددا" یعنی بریم پیش خاله و بچه ها من چرا باید از ویروس های منتقل شونده بین بچه ها مدام شکوه کنم. مگه قابل اجتناب هم هست. ایزوله اش که نمیتونم کنم. من ارتباطی رو که بین او و بچه های دیگه پدید میاد رو چطور براش فراهم کنم. در ضمن من یه مامان شاغلم. نباید به این مسائل فکر کنم و نباید منفی بافی کنم. بچه من باید عادت کنه به مهدکودک و من همیشه به این خوشبین بودم و نتیجه خوبی هم از این خوشبینی ام گرفته ام. این نظر شخصی منه. همین!
**رمز پست قبل همون قبلی. ندارید اطلاع بدید لطفا.


[ چهارشنبه 25 تیر‌ماه سال 1393 ] [ 12:30 ق.ظ ] [ رها ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

http://www.webgozar.com/stats/3002198