X
تبلیغات
رایتل

سایه سار مهربانی
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
.

نمیشه که همه اش شکوه کرد و نق نق کرد و غر زد که: من وقت کم میارم و نمیرسم که. خوب یه وقتایی باید خودت زمان رو کش بیاری و از هر فرصتی استفاده کنی. اگه باز هم نشد و باز جا موندی وقت " بی خیال شدن" فرا میرسه و میتونی با وجود 100 درصد بهم ریختگی اتاق دخترکت لم بدی روی راحتی و شروع کنی به تایپ کردن و گوش فرا بدی به امر و نهی کردن های همسر جانت به بازیکن های تیم محبوبتون که نتیجه رو تا به اینجا واگذار کرده و تو باز هم تایپ میکنی و هرازچندگاهی دست از کار میکشی و یه نگاهی به صفحه تی وی میندازی و خاطرات جام های گذشته برات تداعی میشه و کمی دلت میگیره و ذهنت رو هل میدی به سمت اکنون و اینجا تا آرامش رو به خودت برگردونی. همسر همچنان مشغول غر زدن و انتقاد از فردوسی پوره که داره مغرضانه گزارش میکنه. باز هم ذهنت میخواد روون شه و بره که باز هم کنترلش رو به دست میگیری. اصلا چه اهمیتی داره که تو چقدر برای کی مهمی هوم؟ تکلیف آیسا چی میشه آخه؟ و یاد قیافه بینهایت معصومش می افتی و دلت میخواد پر بگیری بری و یه حرکتی بکنی و برگردی. بویی که از آشپزخونه میاد تو رو میبره به اونجا و سری به غذا میزنی و برمیگردی. بازی داره تموم میشه و همسر دست از به رخ کشیدن خسرو حیدری به بازیکن های تیم محبوبتون کشیده و تقریبا ساکت شده. حس میکنی که این جام تیمت زود حذف بشه و بازی رضایت بخشی ازش نمیبینید. بازی داره تموم میشه. چقدر دلت میخواست یه دل سیر دختری رو بغل کنی و ببوسی و بهش بگی تو برای ما مهمترین آدم روی زمینی. اون هم فارغ از تمام کشف هاش و کنجکاوی هاش چند دقیقه ای تو بغلت لم بده و تهش یه بوس تفی حالدار بهت بده. ایتالیا هم باختش! 

[ جمعه 30 خرداد‌ماه سال 1393 ] [ 10:24 ب.ظ ] [ رها ]

این هم یه تولد دیگه رها خانم. 

خدایم شادی هامون رو افزون کن و خوبی و خوشی رو مهمون لحظه های همه عزیزانم. 



* امروز دو تا اس ام اس خوشگل روحم رو براستی تازه کردند:

" 35 سال پیش تو این روز خدا بهترین خاله دنیا رو آفرید. بهترین خاله دنیا تولدت مبارک."

" خاله ای خود شما و خاطرات شما فراموش نشدنی هستند. همیشه به یاد شما هستم. تولدتان مبارک."

دیگه هیچ توضیح اضافه ای لازم ندارند که چقدر حس خوبی رو منتقل میکنند این محبت مابین خاله و خواهرزاده هاش. دورتون بگردم. الهی که همیشه سربلند و موفق و شاد زندگی کنید. 

[ یکشنبه 25 خرداد‌ماه سال 1393 ] [ 05:26 ب.ظ ] [ رها ]

آسمان زرد کم عمق






بعد از مدتها تونستم با کمی مرارت البته یک فیلم خوب ببینم. مرارتش بابت مدام نگه داشتن و رسیدگی به دختری بود که افتخاری است برای ما!


فیلم محصول 1391 و ساخته بهرام توکلیه با بازی طبق معمول خوب ترانه علیدوستی و صابر ابر. 


غزل(ترانه علیدوستی) و مهران(صابر ابر) زن و شوهر جوانی هستند که با پا گذاشتن به یک خانه متروک و قدیمی یکسری اتفاقهای ناخوشایند زندگیشون رو دوره میکنند. غزل در یک تصادف کل اعضای خونداده اش رو از دست میده. موقع تصادف خود او راننده اتومبیل بوده و این او رو دچار بحران سخت روحی کرده. مهران سعی داره به همسر محبوبش کمک کنه تا این ماجرا رو فراموش کنه اما غزل تحت تاثیر پزشک روانشناسش افکار عجیبی پیدا کرده و علیرقم سعی مهران بر جدا کردن این دو، باز غزل به او و این افکار کشش فراوان داره و گویی این افکار او را هم توجیه و هم آرام میسازند. اتفاقهایی در فیلم می افته که باعث میشه تنش شدیدی به زندگی اونها وارد بشه. زن و شوهر دیگری که به شکلی شدیدا به زندگی اونها لطمه میزنند وارد ماجرا میشن و در این بین باز حالتهای خاص غزل و تلاش های مهران برای رهایی شون از این وضعیت فیلم رو تراژیک تر میکنه

 غزل دختر آرام و رویاپردازی است که همه زندگی مهران را تحت تاثیر خود قرار داده. مهران یک هنرمند عکاس است که به خاطر همان حادثه تصادف عکاسی رو رها کرده و به کار در یک آژانس املاک مشغول شده. سکانس های فیلم به ترتیب اتفاق افتادن رخدادها نیستند و نریشن های مهران و کمتر غزل روی صحنه ها هم بجاست و هم فضای روایتی خاصی به فیلم داده که من دوستش داشتم. 

آمدن آنها به خانه متروک مردی که از خارج برمیگردد تا در خانه قدیمی خود آخرین روزهای زندگیش را سپری کند آنها را باز با خود و مصائب گذشته روبرو میکنه. مهران نگران از دست دادن و حال غزل و غزل ترسان از روبرو شدن با زیبایی های زندگی. به نظر او همه چی در اوج زیبایی نابود میشه. مثل همون روز زیبا و منظره فوق العاده و رانندگی در جاده در کنار عزیزانش که یهو همه چی به نابودی کشیده شد و در اوج زیبایی از بین رفت و ... 

حال و هوای فیلم یه جور خاص و تلخه راستش. مثل باقی فیلمهای بهرام توکلی. اما فیلم از نظر محتوایی غنی است و بازیهای بسیار خوب ترانه علیدوستی و صابر ابر به باور پذیری بیشتر فیلم کمک میکنه. صابر ابر اینجا به نظر من بازی پخته تری از خودش نشون داده که من از باقی نقش هایی که ازش دیده بودم بیشتر دوست داشتم. البته این نظر شخصی منه. 

من دو تا نقد خوب هم از این فیلم پیدا کرده ام که لینکش رو میگذارم که اگر خواستید تخصصی تر فیلم ببینید حتما بخونیدشون. 

این  و این 

[ سه‌شنبه 20 خرداد‌ماه سال 1393 ] [ 07:04 ب.ظ ] [ رها ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

http://www.webgozar.com/stats/3002198